زوجيت در قرآن
چکیده :
در این پژوهش سعی شده است تایکی ازموضوعات اعجازعلمی قرآن کریم که زوجیت است ومطالب بسیاری دررابطه باآن درقرآن کریم آمده است مورد برر سی قرارگیردوباتوجه به محدودیت هایی که تحقیق داشته است تلاش شده تابتوانیم آنچه رامی خواهیم در رابطه بازوجیت بیان کنیم رادراین تحقیق بیان کرده باشیم.هدف این پژوهش فقط بیان نقش زوجیت درزندگی بشربوده است ونتایج به دست آمده نیزاهمیت جزئیت درزندگی انسان رابیان می کند.
مقدمه:
زوجیت یک موضوع بسیار مهم درزند گی بشراست که انسان باید در رابطه با آن تحقیقات بسیاری رابه عمل آورد چراکه میدانیم زوجیت درتمامی موجودات عالم وجود دارد و برای تولیدمثل وادامه زندگی بشر لازم است واگرانسان به مطالعه در رابطه بازوجیت در تمامی موجودات بپردازد هر روزمیتواند وجود زوجیت درموجود جدیدی را کشف کند چرا که دانشمندان بسیاری در زمینه های مختلف علمی به وجود زوجیت در موجودات زنده عالم پی برده اند واما اینکه چرا می گوئیم زوجیت بسیار مهم است زیرا باعث تولید مثل وباقی ماندن موجودات زنده میشود و باید بدانیم وقتی از زوجیت موجودات زنده صحبت می کندفقط مقصودانسان نیست بلکه تمام موجودات( اعم از آسمان و زمین و باد و باران وابر – گیاه و حیوان است و... )
سئوالات تحقیق:
1)نقش زوجیت در زندگی بشر را بیان کنید ؟
2)د ر قرآن کریم تا چه اندازه از زوجیت بیان شده است؟
3)آیا زوجیت مربوط به عد ه ای از موجودات است یا تمامی موجودات زنده از زوجیت برخوردارمی شوند ؟
*و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي الليل.
(و از هر گونه ميوهاي در آن زمين وازهرگونه میوه ای درآن جفت جفت قرار داد. روز را به شب پوشاند قطعا در اين (امور) براي مردمي كه تفكر ميكنند نشانههايی وجود دارد) و همين مضمون در آيه 52 سوره رحمن و 53/ طه آمده است.
*اولم يروا الي الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم ان في ذلك لأية
(مگر در زمين ننگريستهاند كه چقدر در آن از هر گونه جفتهاي زيبا رويانيدهايم، قطعا در اين (هنرنمايي) عبرتي است.) و همين مضمون در سوره حج /5 ـ لقمان /10 ـ ق/7 ـ طه /53.
*سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لايعلمون
(پاك (خدايي) كه از آنچه زمين ميروياند و( نيزاز خودشان و از آنچه نميدانند ، همه را نر و ماده گردانيده است.)
*و من كل شيء خلقنا الزوجين لعلكم تذكرون.
(و از هر (چيزي دو گونه (يعني نر و ماده ) آفريديم،اميد كه شما عبرت گيريد(.
برخي نيز به اين آيه براي اثبات زوجيت اتم (الكترون و پرتون) استناد كردها
*وهوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها.
(اوست آن كسي كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد.(
نكات تفسيري :
1ـ به نظر ميرسد كه آيات فوق را ميتوان بدين صورت دستهبندي كرد كه :
گاهي قرآن سخن از زوجيت ميوهها ميگويد.
در مرتبه بعدي از زوجيت گياهان ميگويد .
در مرتبه بعدي از زوجيت چيزهايي ميگويد كه انسانها نميدانند.
در مرتبه بعدي از زوجيت همه اشياي جهان ميگويد.
2ـ هدف نهايي بيان زوجيت تذكر نشانههاي الهي و به كار انداختن انديشه ی انسان است .
ان في ذلك لآية ـ ان في لآيات لقوم يتفكرون.
3ـ كلمه زوج در لغت به معناي زير ميآيد:
الف ـ در حيوانات به هر كدام از نر و مادهاي كه قرينه يكديگرند زوج ميگويند.
ب ـ در غير حيوانات به هر كدام از دو چيز قرينه همديگر (مثل يك لنگه كفش) زوج گويند .
ج ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و مشابه آن باشد زوج گويند.
د ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و متضاد آن باشد زوج گويند.
تاريخچه :
انسان تا قرنهاگمان ميكرد كه مسأله ی زوجيت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حيوانات و برخي گياهان مثل خرما صادق است، اما كارل لينه (1707 ـ 1787م) گياهشناس معروف سوئدي نظريه خود را مبني بر وجود نر و ماده در بين همه گياهان در سال 1731 م ارائه كرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت. اما پس از مدتي «لينه» توسط ارباب كليسا توقيف شد و كتابهاي او به عنوان كتابهاي ضلال اعلام گرديد.
سپس دانشمندان كشف كردند كه ماده از تراكم انرژي به صورت ذرات بينهايت ريزي كه اتم ناميده ميشود، تشكيل يافته است و پس از گذشت مدتي مسأله ی زوجيت به همه اشياء سرايت داده شد؛ چرا كه دانشمندان كشف كردند كه واحد ساختماني موجودات يعني اتم از الكترونها (با بار منفي ) و پروتونها (با بار مثبت) تشكيل شده است.
ماكس پلانك فيزيكدان نامي قرن بيستم گفت:« هر جسم مادي مركب است از الكترونها و پروتونها.»
هر الكترون با سرعت سرسامآوري(000/50) دور در ثانيه به دور مركز اتم يعني پروتونها ميچرخد، البته در اتم ذرات سومي نيز يافت ميشود كه بنام نوترون خوانده ميشود و از لحاظ بار الكتريكي خنثي است.
فيزيكدانان اخير در دوران اتم ذرات بنيادي ديگري بنام كوارک (Quark) كشف كردهاند كه ذرات تشكيل دهنده الكترون، نوترون و پروتون هستند و باعث به وجود آمدن بار الكتريكي مثبت ،منفي و خنثي در آنها ميشود.
تاكنون شش نوع كوارك شناسائي شده است كه دو نوع (D - U) در تشكيل مواد پايدار معمولي نقش مهمي دارند. كوارك U داراي بار الكتريكي كوارك D داراي بار الكتريكي است پروتون كه داراي بار مثبت است از دو كوارك U و يك كوارك D تشكيل شده است و از اين طريق حاصل بار آن مثبت ميشود.
و بر عكس يك نوترون داراي دو كوارك D و يك كوارك U بوده و بار آن خنثي است.
اسرار علم
بسياري از مفسران و صاحبنظران به آيات فوق در مورد زوجيت گياهان بلكه همه اشياءاستدلال كردهاند كه در اينجا به پارهاي از آنها اشاره ميكنيم:
1ـمرحوم طبرسي حدود 9 قرن قبل در تفسير مجمعالبيان بر اساس نصوص قرآني مسأله ی زوجيت گياهان،حيوانات و حتي اشياء ديگر را مطرح ميكند و آن را ميپذيرد .
2ـ صاحب تفسير نمونه زير آيه 36 سوره يس مينويسد:
)آنچه مسلم است ازواج جمع زوج، معمولاً به دو جنس مذكر و مؤنث گفته ميشود؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا غير آنها، سپس توسعه داده و به هر دو موجودي كه قرين يكديگر و يا حتي ضديكديگرند، زوج اطلاق ميشود... وجود زوجيت در جهان گياهان نيز، چنانكه گفتيم در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصي مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود و قرآن از آن پرده برداشته و در قرون اخير از طرق علمي اين مسأله ی به ثبوت رسيد كه مسأله ی زوجيت در مسأله ی عالم گياه يك مسئله عمومي و همگاني است.)
در ذيل آيه 49 سوره ذاريات نيز پس از تذكر اينكه بسياري از مفسران كلمه زوج را به معني اصناف (مثل شب و روز و ...) دانستهاند مينويسند:
(واژه ی زوج را معمولاً به دو جنس نر و ماده ميگويند؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا گياهان و هر گاه آن را كمي توسعه دهيم تمام نيروهاي مثبت و منفي را شامل ميشود و با توجه به اينكه قرآن در آيه فوق ميگويد .) (من كل شيء (از همه موجودات ) نه فقط موجودات زنده، ميتواند اشاره به اين حقيقت باشد كه تمام اشياء جهان از ذرات مثبت و منفي ساخته شده و امروز از لحاظ علمي مسلم است كه اتمها از اجزاءمختلفي تشكيل يافتهاند از جمله اجزائي كه داراي بار الکتریسیته مثبت هستند و پروتون نام دارند بنابراين الزامي نيست كه شيء را حتما به معني حيوان يا گياه تفسير كنيم و يا زوج را به معني صنف بدانيم.)
3ـ در مقدمه ی كتاب اعجاز قرآن علامه طباطبائي (ره) آمده است:
هنگامي كه جهان در تاريكي جهالت به سر ميبرد قرآن در بيش از ده آيه از زوجيت گياهان بحث كرده، تصريح مينمايد كه خدا همه گياهان را جفت آفريد. (رعد/3 ـ شعراء /7و...
4ـ يكي از نويسندگان از آيه 36 سوره يس « سبحان الذي خلق الازواج كلها مماتنبت الارض و من النفسهم و مما لايعلمون» استفاده ميكند كه:
(كاملاً روشن است كه اين آيه بر جفت داشتن گياهان دلالت دارد و نيز از ذيل آيه كه جفت داشتن را در مورد چيزهايي كه خبر ندارند بيان ميكند، چه بسا بتوانيم نيروي مثبت و منفي برق و نيز محيط ميكروب يا ويروسها و نيز اجزاي اتم را استفاده كنيم.(
5ـ نويسنده ديگري نيز با ذكر آيات مورد بحث زوجيت گياهان و حتي زوجيت درون اتم بين الكترون و پروتون را استفاده ميكند.
6ـ احمد محمد سليمان نيز در يك بحث كه به صورت سؤال و جواب تنظيم شده است زوجيت ماده را از آيه 49 سوره ذاريات بدست ميآورد.
7ـ مهندس محمد علي سادات نيز پس از يك مقدمه طولاني كه ساختمان اتم را توضيح ميدهد و سابقه تاريخي اشاره به اتم را تذكر ميدهد، آيه ی 49 سوره ذاريات را متذكر شده و مينويسد:
(و لذا ميتوان « اتم» را موجودي زوج ناميده و از طريق تعميم زوجيت در دل اتمها، نتيجه گرفت كه اساسا عالم ماده بر اساس زوجيت بنا گرديده و هيچ موجود مادي از اين قاعده كلي مستثني نيست.)
8ـ يكي از نويسندگان معاصر نيز پس از طرح زوجيت ماده (Puality of matter) به آيات سوره ذاريات/49 ـ رحمن /52 ـ طه/53 ـ استناد كرده است.
9-صاحب تفسير نوين نيز با ذكر آيات مورد بحث آنها را اعجاز علمي قرآن مي داند كه اشاره به زوجيت كرده است و سپس توضيحات مفصلي در اين مورد ارائه ميدهد.
10ـ عبدالرزاق نوفل در مورد آيه 189 سوره اعراف:
(هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها.)
) اوست آن كس كه شما را از نفس واحدي آفريده و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد. (
پس از آنكه مقدمهاي در مورد « وحدت خلق» ميآورد و اينكه ذرات بنيادي همه ی موجودات يكسان است ميگويد:
(اين حقيقت علمي را كه عصر جديد كشف كرده قرآن 1400 سال قبل با صراحت و وضوح بيان كرده كه همه خلق الهي از نفس واحدي بوده است(
و سپس آيه فوق را ميآورد ميگويد:
(آيا اين (نفس واحده) پروتون و الكترون ... برق واحدي كه مثبت و منفي دارد... يعني نفس واحده نيست…
و حتي در مورد كلمه « ليسكن اليها» ميگويد:
(سبب سكون نفس واحد همان زوج است و اين مطلبي است كه علم بيان كرده كه سكون پروتون و الكترون به خاطر اختلاف و تساوي آنها در برق است ...)
11ـ طنطاوي در تفسير الجواهر بحث گستردهاي در زمينه زوجيت گياهان در زير سوره ذاريات /49 آورده است و اقسام دستهبندي گياهان و حيوانات و .... را بررسي كرده و شكلهاي آنها را آورده است كه ربطي به تفسير آيه ندارد و فقط مطالب علمي است كه به مناسبت آورده شده است .
در اينجا به دو تاريخچه اشاره ميكنيم:
الف ـ بشر از دير زمان حتي قبل از اسلام اطلاع داشت كه اگر نرينههاي گياهان را براي گردهافشاني بر سر شاخههاي درختان ميوه به كار نبرند عملاً محصول گياهان بسيار كم ميشود مثلاً در عربستان معمول بود كه خوشههاي نرينه خرما را براي گردهافشاني بر سر شاخههاي گلدار درختان خرما بپاشند.
اما دراواخر قرن 18 يا اوايل قرن نوزده و با پيدايش وسايل تحقيقاتي جديد از قبيل ميكروسكوپ و غيره ...و پيدايش نوابغ و دانشمندان ،كشف شد كه بدون عمل جفتگيري و انجام تلقيح درحيوانات و گياهان،توليد مثل امكان پذير نيست(مگر در برخي گياهان و حيوانات كه تكثيرشان از طريق تقسيم سلول و راههاي ديگر است.
سپس معلوم شد كه توليد مثل گياهان عموما بر اساس تلقيح ذرات خيلي ريز و ذرهبيني به نام گرده يا پولن (polin) است كه عامل انتقال اين گرده وسايل مختلف مثل حشرات و جريانهاي شديد هواست.
ب :قرنها بشر اطلاعي از كيفيت دقيق نزول باران از ابرها نداشت، ولي در سالهاي اخير پس از پيشرفتهايي كه در علم فيزيك صورت گرفت و در نتيجه رشتههاي جديدي از قبيل هواشناسي (متئرورلوژي ) تأسيس يافت به مسأله ی تلقيح ابرها پي بردند و حتي بحث از باران مصنوعي شد.
و در اينجا متوجه شدند كه بادها نقش عجيبي در زايا شدن ابرها دارند يعني از طرفي باعث تشكيل قطرات باران و دانههاي برف ميشوند و از طرف ديگر در باردار شدن ابرها به الكتريسيته و تخليه اين بار نقش دارند.
تفسیرآیه ای ازآیات موجود در قرآن کریم دررابطه بازوجیت که این آیه درمواردبسیاری موردبحث قرار گرفته است:
سوره ذاریات(آیه49): ومن کل شی خلقنا زوجین.
اين آيات به تعدادى از نشانههاى دلت كننده بر وحدانيت خداى تعالي در ربوبيت، و نيز برگشت امر تدبير در آسمان و زمين و مردم و ارزاق آنان به خداى سبحان، اشاره ميكند كه زمه آن اين است كه چنين خدايي ميتواند از طريق رسالت، ديني را بفرستد، و نه تنها ميتواند بلكه واجب است كه بفرستد. و زمه اين وجوب آن است كه بر خلايق هم زم است كه دعوت نبوى را در آنچه كه دين او متضمن آن است از وعده بعث و جزا تصديق كنند ، و قبول كنند كه آنچه آن حضرات وعده ميدهند صدق است. و دين كه همان روز جزا است واقع شدني است. در سابق هم گفتيم كه خصوصيت اين سوره همين است كه در سلوک احتجاج بر اثبات معاد، به توحيد نيز ميپردازد. و في ارض ايات للموقنين از نتيجهاى كه در آخر اين آيات يعني در آيه ففروا الي الله ... و تجعلوا مع الله الها اخر گرفته، فهميده ميشود كه اصلا سياق اين آيات و دئلي كه در آنها براى اثبات وحدانيت خداى تعالي آمده، همه براى اثبات يكتائي او در ربوبيت است، نه اينكه بخواهد با آن ادله اصل وجود خداى تعالي را اثبات نموده و يا خلقت عالم را منتهي به او بداند، و يا چيزى نظير اين از مسائل توحيد را اثبات كند. و در آيه مورد بحث اشارهاى است به آن عجائب و نشانههاى روشني كه در زمين هست، و بر يكتائي تدبير دلت ميكند، و معلوم است كه يكتائي تدبير، قائم به يكتائي مدبر است. پس مدبر در خشكي و دريا و كوهها و تلها و چشمهها و نهرها و معادن و منافعي كه دارند يكي است، منافعي كه به يكديگر متصل و به نحوى با هم سازگارند، كه منافعي كه موجودات جاندار، از نبات و حيوان گرفته ( تا انسان ) از آن بهرهمند ميشوند، نظامي كه همچنان ادامه دارد و به صرف تصادف و اتفاق پديد نيامده، و آثار قدرت و علم و حكمت از سراپايش هويداست، و ميفهماند كه خلقت و تدبير امرش منتهي به خالقي است مدبر و قادر و عليم و حكيم. پس به هر سو از جوانب عالم كه توجه كنيم، و به هر حيث از جهات تدبير عام جارى در آن روى آوريم، ميبينيم آيتي است روشن و برهاني است قاطع بر وحدانيت رب آن، و اينكه رب عالم شريكي ندارد. برهاني كه در آن حق و حقيقت براى اهل يقين جلوه ميكند، پس در اين عالم آياتي است براى اهل يقين. و في انفسكم افلا تبصرون اين جمله عطف است بر جمله في ارض ميفرمايد: و در انفس خود شما آيات روشني است براى كسي كه آن را ببيند و به نظر دقت در آن بنگرد، آيا نميبينيد ؟ . و آيات و نشانههايي كه در نفوس خود بشر هست چند جور است. يک عده آيات موجود در خلقت انسان مربوط به طرز تركيببندى اعضاى بدن، و قسمتهاى مختلف اجزاى آن اعضا و اجزاى اجزا است، تا برسد به عناصر بسيط آن. و نيز آياتي در افعال و آثار آن اعضا است كه در همه آن اجزا با همه كثرتش اتحاد دارد، و در عين اتحادش احوال مختلفي در بدن پديد ميآورد . بدن انسان يک روز جنين است، روز ديگر طفل، يک روز نورس، و روزى ديگر جوان، و روز آخر پير ميشود. آياتي ديگر در تعلق نفس، يعني تعلق روح به بدن است كه يكي از آن آيات پديد آمدن حواس پنجگانه بينائي و شنوائي و چشائي و مسه و بويائي است كه اولين رابطهاى است كه انسان را به محيط خارج خود آگاه ميسازد، و به وسيله اين حواس خير را از شر و نافع را از مضر تميز ميدهد، تا پس از تميز به سوى آنچه كه كمالش در آن است به حركت افتاده آن كمال خود را به دست آورد، و از آنچه شر و مضر است دور شود. تازه در هر يک از اين حواس پنجگانه نظامي حيرت انگيز و وسيع است، نظامي كه ذاتا هيچ ربطي به نظام ديگرى ندارد. چشم، هيچ خبرى از نظام گوش و طرز عمل او ندارد، و گوش هيچ اطلاعي از نظام موجود در چشائي و عمل كرد او ندارد، و همچنين ساير حواس، با اينكه اين حواس پنجگانه بيگانه از هم در عين اينكه جداى از همند، در تحت يک تدبير اداره ميشوند ، و مدبر همه آنها يكي است، آنهم نفس آدمي است، و خداى تعالي در وراى نفس محيط به آن و به عملكرد آن است. و بعضي ديگر از آيات نفوس، كه آن نيز از قبيل آيات قبلي است، ساير قوائي است كه از نفوس منبعث ميشوند، و در بدنها خود را نشان ميدهند، مانند قوه غضب و نيروى شهوت و لواحق و فروع اين دو نيرو، كه اين قوا و فروع آنها هم هر يک با ديگرى از نظر نظامي كه دارد جدا است، در عين اينكه هر دو قوا در تحت يک تدبير اداره ميشوند، و فروع هر يک دست به دست هم ميدهند، تا خدمتگزاران آن نيرو باشند. و اين نظام تدبير كه براى هر يک از اين قوا هست از همان اولين روزى كه وجود يافت موجود بود، بدون حتي يک لحظه فاصله، و چنين نبود كه در آغاز وجودش آن نظام را نداشته و بعدا بر حسب سليقه خودش براى خود ايجاد كرده باشد، يا خودش به تنهايي نشسته و فكر كرده باشد كه چگونه خودم را اداره كنم، و يا با كمک ديگرى اين كار را كرده باشد. پس، از اينجا ميفهميم و يقين ميكنيم كه نظام تدبير هر يک از اين قوا، همانند خود آن قوا ، از صنع صانع او است، و نظام عام او و تدبيرش اقتضاء ميكرده كه چنين نظامي به اين قوا بدهد. و يک دسته آيات نفوس، آيات روحي است كه كساني به آن اطلاع مييابند كه به نفوس مراجعه نموده، آياتي را كه خداى سبحان در آنها قرار داده آياتي كه هيچ زباني نميتواند آن را وصف كند، ببينند، آن وقت است كه باب يقين برايشان گشوده ميشود، و چنين كساني در زمره اهل يقين قرار ميگيرند، آنانكه ملكوت آسمانها و زمين را خواهند ديد، و خداى تعالي درباره يكي از آنان، يعني ابراهيم (عليه السلام) ميفرمايد: و كذلک نرى ابراهيم ملكوت السموات و ارض و ليكون من الموقنين. <1> و في السماء رزقكم و ما توعدون بعضي از مفسرين گفتهاند: مراد از كلمه سماء جهت با است، چون هر چيزى كه باى سر ما باشد و ما را در زير پوشش خود قرار داده چنين چيزى را در لغت عرب سماء ميگويند. و مراد از رزق، باران است كه خداى تعالي آن را از آسمان يعني از جهت باى سر ما بر زمين نازل ميكند، و به وسيله آن انواع گياهاني كه در مصرف غذا و لباس و ساير انتفاعات ما صرف ميشود بيرون ميآورد. همچنان كه فرموده: و ما انزل الله من السماء من رزق فاحيا به ارض بعد موتها <2> به طورى كه ملاحظه ميفرماييد همان باران را نيز رزق خوانده. پس مراد از رزق در اين آيه هم كه ميفرمايد رزق شما از آسمان است سبب رزق است، البته ممكن است همين كلمه سبب را در تقدير گرفته گفت مضاف رزق از آيه حذف شده، و تقدير آن و في السماء سبب رزقكم است. بعضي <3> هم گفتهاند: منظور از رزق مذكور در آسمان، باران نيست بلكه ساير اسباب رزق است، يعني خورشيد و ماه و ستارگان و اختلافي كه در طول سال در نقطههاى طلوع و غروب آنها هست، كه همين اختلاف باعث پديد آمدن فصول چهارگانه و پشت سر هم قرار گرفتن شب و روز است، و همه اينها اسباب رزقند. پس در آيه شريفه يا مضاف كلمه رزق حذف شده كه تقدير آن و في السماء اسباب رزقكم است و يا مجاز گوئي شده، بدين معني كه وجود سبب رزق در آسمان را وجود خود رزق خوانده. بعضي <4> ديگر گفتهاند: منظور از اينكه فرمود رزق شما در آسمانست اين است كه اندازهگيرى رزق شما در آسمان ميشود، در آنجا است كه معين ميكنند هر كسي چقدر رزق دارد. و يا منظور اين است كه ارزاق شما در آسمان يعني در لوح محفوظ كه در آسمان است نوشته شده. ممكن هم هست بگوييم اصلا منظور از آسمان معناى لغوى كلمه - كه جهت با باشد - نيست، بلكه منظور از آن، عالم غيب باشد، چون همه اشياء از عالم غيب به عالم شهود ميآيند، كه يكي از آنها رزق است كه از ناحيه خداى سبحان نازل ميشود. مويد اين معنا آيات زير است كه همه موجودات را نازل شده از ناحيه خدا ميداند: و انزل لكم من انعام ثمانيه ازواج <5> و و انزلنا الحديد فيه باس شديد <6> ، و آيه و ان من شيء ا عندنا خزائنه و ما ننزله ا بقدر معلوم <7> كه به طور كلي همه موجودات را نازل شده از ناحيه خدا ميداند. و مراد از رزق هم تمامي موجوداتي است كه انسان در بقائش بدانها محتاج و از آنها بهرهمند است، از خوردنيها و نوشيدنيها و پوشيدنيها و مصالح ساختماني و همسران و فرزندان و علم و قوت و ساير اينها از فضائل نفساني. و ما توعدون - اين جمله عطف است به كلمه رزقكم، يعني: آنچه كه وعده داده شدهايد نيز در آسمان است. حال ببينيم منظور از آن چيست ؟ ظاهرا مراد از آن، بهشتي است كه به انسانها وعدهاش را داده، و فرموده عندها جنه الماوى <8> و اينكه بعضي <9> گفتهاند كه مراد از آن، بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب هر دو است، با آيه شريفه ان الذين كذبوا باياتنا و استكبروا عنها تفتح لهم ابواب السماء و يدخلون الجنه حتي يلب الجمل في سم الخياط <10> نميسازد، ( چون ميفرمايد: چنين كساني درهاى آسماني برويشان گشوده نميشود، پس معلوم ميشود جهنم در آسمانها نيست ). بله، در قرآن كريم مكرر نازل شدن عذاب دنيوى را، به آسمان نسبت داده و مثلا فرموده: فانزلنا علي الذين ظلموا رجزا من السماء <11> و آياتي ديگر نيز اين معنا را ميرساند. و از بعضي از مفسرين نقل شده كه در تركيب جمله و ما توعدون گفتهاند: عطف به رزقكم نيست، بلكه مبتدايي است كه خبرش جمله فو رب السماء و ارض انه لحق است، و واو در اول جمله مورد بحث اصلا عاطفه نيست، بلكه استينافيه است كه در آغاز جمله ميآورند، هر چند جمله مربوط به ما قبل نباشد، و در نتيجه معناى جمله مورد بحث اين ميشود: و آنچه شما وعده داده شدهايد، به پروردگار آسمان و زمين سوگند كه آن حق است. ليكن اين توجيه دور از فهم است. فو رب السماء و ارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون كلمه نطق به معناى تكلم و سخن گفتن است. و ضمير در انه به مطالب قبل بر ميگردد كه ميفرمود رزق شما و آنچه وعده داده شدهايد در آسمان است. و كلمه حق به معناى ثابت و نيز به معناى قضائي است كه خداى تعالي رانده، و آن را حتمي كرده باشد، نه اينكه امرى تبعي و يا اتفاقي باشد. و معناى آيه اين است كه: پس به پروردگار آسمان و زمين سوگند كه آنچه ما گفتيم كه رزقتان است و آنچه كه وعده داده شدهايد كه همان بهشت باشد - كه خود رزقي ديگر است - در آسمان است. و اين مطلبي است ثابت، و قضائي است حتمي، مثل حق بودن سخن گفتن خودتان، همان طور كه در سخن گفتن خود شكي نداريد، در اين گفته ما هم شک نداشته باشيد. و اما اينكه گفتيم بهشت هم رزقي است، دليلش قرآن كريم است كه در آيه شريفه لهم مغفره و رزق كريم <12> بهشت را رزقي كريم خوانده. بعضي از مفسرين <13> احتمال دادهاند كه ضمير در ايه به جمله ما توعدون به تنهايي، و يا به كلمه رزق به تنهايي، و يا به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم)، و يا به قرآن، و يا به دين در جمله و ان الدين لواقع، و يا به كلمه يوم در جمله ايان يوم الدين، و يا به همه آنهايي كه از اول سوره تا اينجا ذكر شده برميگردد. و به نظر ما همانطور كه قبلا گفتيم بعيد نيست كه برگرداندن آن، به آنچه در جمله و في السماء رزقكم و ما توعدون ذكر شده از ساير وجوه موجهتر باشد، و معنايش اين است كه: آنچه وعده داده شده حق است.
آنچه دراین تحقیق آمده بسیار محدوداست زیرا می بایست تحقیق در سطح بسیار محدودی انجام میشد وباتوجه به اینکه در قرآن دررابطه با زوجیت مطالب بسیاری ذکرشده است من نتوانستم آن طوری که می خواستم تحقیقم را به عمل آورم ونتایج به دست آمده ی کامل تری را ارائه دهم.
نتیجه گیری:
بدیهی است که هرتحقیقی که پیرامون هرموضوعی انجام میشوداهدافی رادنبال می کند ومن نیزبابررسی اطلاعات موجود درسایت های اینترنتی( که پژوهش های انجام شده در رابطه بازوجیت بوده است) وکتاب های موجود قابل دسترس درکتابخانه مدرسه و...موضوع زوجیت که یکی ازموضوعات اعجازعلمی قرآن کریم است رامورد بر رسی قرار دادم چرا که باکمی اندیشیدن این موضوع برایم جالب شد تادر رابطه بانقش زوجیت واهمیت ودلائل آن درزندگی بشربه تحقیق وپزوهش بپردازم .ونتایجی که پس ازتحقیقات محدودعمل آورده شده به دست آمداین بودکه اگرزوجیت وجود نداشت نه درانسانها و نه دردیگرموجودات زمین تولیدمثل نمی شد و هیج موجودی به وجود نمی آمد و شایداصلادنیایی وجود نداشت و همچنین شایدیکی از دلایل سخن گفتن از زوجیت در آیات بسیاری از قرآن کریم بیان همین موضوع مهم بوده است .
منابع:
1. یا حقی،محمد جعفر . (1372) . فرهنگنامه قرآنی . موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
2. گلشنی ، محمد.(1380) . قرآن و علوم طبیعت .موسسه چاپ طلوع آزادی
3. فخرالاسلام، ابوالفضل .(مهر ماه 1378) .گنجینه معارف قرآن . موسسه چاپ و انتشارات اعتصام .
4. نرم افزار تفسیر کامل قرآن کریم.(نرم افزلر مشکاه.تفسیر المیزان)
5. استفاده از جستجوگر google
1. یا حقی،محمد جعفر . (1372) . فرهنگنامه قرآنی . موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
2. گلشنی ، محمد.(1380) . قرآن و علوم طبیعت .موسسه چاپ طلوع آزادی
3. فخرالاسلام، ابوالفضل .(مهر ماه 1378) .گنجینه معارف قرآن . موسسه چاپ و انتشارات اعتصام .
4. نرم افزار تفسیر کامل قرآن کریم.(نرم افزلر مشکاه.تفسیر المیزان)
5. استفاده از جستجوگر google
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 20:54  توسط نسترن منوچهری
|